ميوه ها
|
Plum |
Pineapple |
Pomegranate |
Orange |
|
|
|
|
Plum |
Pineapple |
Pomegranate |
Orange |
|
|
|
Spinach |
Eggplant |
Cabbage |
Onion |
|
|
|
|
Juicer |
Plate |
Jug |
Fork |
www.zabanamoozan.com
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی
Victory is not never to fall, It is to rise after every fall
Mahatma Gandhi
شعری از یک کودک آفریقائی نامزد جایزه ادبی2005 (با ترجمه ي فارسي)
When I born, I Black When I grow up, I Black,When I go in sun, I Black,When I scared, I Black,When I sick, I Black,...And when I die, I still blackAnd you white fellow,When you born, you Pink,When you grow up, you White,When you go in sun, you Red,When you cold, you Bluewhen you scared, you Yellow,When you sick, you Green,And when you die, you Gray...And you call me colored!?زمانی که چشم به جهان گشودم سیاه بودمبزرگ که شدم باز سیاه بودمزیر آفتاب همچنان سیاه بودماگر از چیزی می ترسیدم سیاه بودمپس از مرگ نیز سیاه خواهم بودو تو ای سفید پوستزمانی که به دنیا آمدی صورتی بودیاما بزرگ که می شوی سفید می شویدر زیر آفتاب قرمز می شویسرما رنگ رخسارت را آبی می کنداگر بترسی رنگت زرد می شودو وقتی بیماری سبز می شویدر زمان مرگ خاکستری خواهی بودو آنگاه مرا رنگین پوست می نامی!؟
Hail Love, hail Love, because Love is divine
It is tender, it is beautiful and benign
What passion, what passion, we are burning like the sun
It is hidden and obscure, it is an obvious sign.
We’ve fallen, we’ve fallen, it is hard to rise up
We know not, we know not, this complex chaotic design.
زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایا
چه گرمیم، چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
فتادیم، فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم، ندانیم چه غوغاست خدایا
The Rose Within
A certain man planted a rose and watered it faithfully and before it blossomed, he examined it
.
امام حسین (ع)شکرگزاری برای نعمت پیشین، نعمت تازه ای را سبب می شود .
Thanksgiving for previous blessings of God will lead to some new blessings of God
Imam Hossein (peace be upon him)
▲▼▲▼▲▼▲▼▲▼
امام حسين (ع)عجله* کردن*، کم*خردی* است.
Hurry is a symptom of unwisdom.
Imam Hossein (peace be upon him)
▲▼▲▼▲▼▲▼▲▼
Drive somebody up the wall
معنی: کسی را عصبانی کردن

- That noise is driving me up the wall.
- آن صدا دارد من را عصبانی می کند.
- The news will drive him up the wall.
- آن خبر او را عصبانی خواهد کرد
www.zabanamoozan.com
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
To realize The value of a sister, Ask someone Who doesn't have one
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد
To realize The value of ten years, Ask a newly Divorced couple
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند
منبع :http://onlyforu.persianblog.ir
ONCE upon a time a peacock and a tortoise became great friends. The peacock lived on a tree by the banks of the stream in which the tortoise had his home
با سلام، این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد . این مطلب رو به همه خداپرستان تقدیم می کنم.
Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .
So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشید .
God smiled
خدا لبخند زد


Upset the applecart
خراب کاری کردن،گند زدن به کاری
Jump down someone’s throat
به کسی پریدن،پاچه کسی را گرفتن
Flow with the tide
با دیگران راه آمدن،با دیگران کنار آمدن
بدن انسان
1- پيشاني: Forehead 2- ابرو: Eyebrow 3- چشم: Eye 4- گوش: Ear 5- بيني: Nose 6- سوراخ بيني: Nostril 7- گونه: Cheek 8- دهان: Mouth 9- فک: Jaw 10- چانه: Chin

منبع : سایت زبان آموزان
اصطلاح شماره ۱
Shake a Leg
معني: شتاب کردن، عجله کردن

- Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, shake a leg!
- I'll be finished in a minute. Be patient.
- You've got to hurry or else we won't arrive on time to see the last show.
- مري، تو هميشه کلي طول ميکشه که خودت رو آرايش کني. بجنب ديگه!
- تا يک دقيقه ديگه کارم تموم ميشه. صبر داشته باش.
- بايد عجله کني، وگر نه براي ديدن آخرين نمايش به موقع نميرسيم.
اصطلاح شماره ۲
Pull someone's leg
معني: کسي را دست انداختن

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!
- هي، اَل، من براي داوري تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داري من رو دست ميندازي!
Let the cat out of the bag
معنی: دهن لقی کردن، بند به آب دادن

- I wanted it to be a surprise, but my sister let the cat out of the bag.
- من می خواستم که آن یک سورپرایز باشد، اما خواهرم بند را به آب داد
منبع: سایت زبان آموزان