اصطلاحات انگلیسی 1
اصطلاح شماره۳
Feel like (doing something)
معنی فارسی: خواستن
- I don't want to stay home again tonight, I feel like doing something.
- من نمیخوام امشب دوباره خونه بمونم، من میخوام یه کاری بکنم.
اصطلاح شماره 4
A Slap in the face
معادل فارسی: تو دهنی
- It was a slap in the face to be the only one not invited to the party.
- اینکه تنها کسی بود که به میهمانی دعوت نشده بود (برای او) مثل یک تو دهنی بود.
اصطلاح شماره ۵
A piece of cake
معادل فارسی: مثل آب خوردن

- I really prepared for that exam. It should be a piece of cake.
- من واقعاً خودم را برای امتحان آماده کرده ام. باید مثل آب خوردن باشد.
اصطلاح شماره۶
All thumbs
معادل فارسی: دست و پا چلفتی، بی دست و پا

- Hey, Bea. Can you help me out? I don't seem to be able to button up the back of my dress.
- Sure. Let's see if I can do it for you.
- I guess I'm all thumbs because I'm so nervous. I'm already late for my date.
- Well, I suppose that being so nervous would make you clumsy and awkward. But don't worry, I'm sure your date will wait.
- هي،بی. ميتونی کمکم کنی؟ فکر نمیکنم بتونم دکمههای عقب لباسم رو ببندم.
- البته. بزار ببينم ميتونم اين کار رو برات بکنم.
- فکر کنم دست و پا چلفتی شدم آخه خيلي عصبی هستم. الآن برای قرار ملاقات ديرم شده.
- خب، گمان کنم عصبی بودن تو رو اينقدر بيدست و پا میکنه. اما نگران نباش، مطمئنم که دوستت منتظر می مونه.
اصطلاح شماره ۷
Lose one's head
معنی: دستپاچه شدن

- When Mel saw a dog in the street right in front of his car, he lost his head and drove into a tree.
- وقـتی مل سگی را در خیابان درست در مقابـل ماشینش دید، دستپاچه شد و بـه یک درخت زد.
اصطلاح شماره ۸
Jump out of the frying pan and into the fire
معادل فارسی: از چاله درآمدن و در چاه افتادن

- I know that you thought this part of the program was difficult, but wait until you sea the next part. You're jumping out of the frying pan and into the fire.
- من می دانم که شما فکر می کنید این بخش از برنامه مشکل بود، اما صبر کنید تا بخش بعدی را ببینید. شما دارید از چاله در می آیید و در چاه می افتید.
اصطلاح شماره ۹
Once in a blue moon
معني: گهگاه، به ندرت

- Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant.
- گهگاه من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا میخوریم.
- Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon.
اصطلاح شماره ۱۰
When pigs can fly
معني: به همین خیال باش، وقت گل نی

- I'm going to buy a big car by the end of the year.
- Yes, when pigs can fly!
- میخواهم تا آخر سال یک ماشین بزرگ بخرم.
- به همین خیال باش!
اصطلاح شماره ۱۱
Under the weather
معنی: ناخوش، بدحال

- I stayed home from work because I was feeling under the weather.
- من سر کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.
- When you catch cold, you feel under the weather.
- وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
اصطلاح شماره ۱۲
Cross your finger
توضیح: برای موفقیت کسی یا اتفاق چیزی امیدوار بودن

- we'll be crossing our fingers for you to pass your exam.
- امیدوارم در امتحانت قبول شوی
اصطلاح شماره ۱۳
Don't count your chickens (until they've hatched)
معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز می شمارند.

- Next Friday I will finally be able to pay you back that money I owe you.
- I won't count my chickens until they have hatched.
- جمعه آینده بالاخره می توانم آن پولی که به تو بدهکار هستم را پس بدهم.
- جوجه را آخر پاییز می شمارند (بعداً معلوم می شود).
اصطلاح شماره ۱۴
Keep an eye open on something
معنی: مراقب چیزی بودن

- We've asked the neighbors to keep an eye open on the house for us while we are away.
- ما از همسایه ها خواسته ایم که وقتی بیرون هستیم مراقب خانه باشند.
منبع:سایت زبان آموزان